قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
556
تاريخ الفي ( فارسى )
او را نكشند . عمرو گفت : كسانى كه عثمان را و ابن عمّ من ، بشر بن كنانه ، را كشته باشند ايشان را چگونه بگذارم ؟ و قصد كشتن محمد كرد . و چون محمد بن ابى بكر دانست كه او را مىكشند ، گفت : اى پسر يهوديّه ! جولاهه ! اگر شمشير در دست من بودى خبر بر سر تو نزدمى . « 1 » عاقبت ابن حديج او را بكشت و در شكم خر نهاده او را بسوخت . و در مقصد اقصى آورده كه بعد از قتل محمّد بن ابى بكر در خانهء او كتاب امير المؤمنين على كه به طريق كتّاب در مكتوبات نوشته بود و به مسائل فقيهه او را موشح ساخته بود پيدا شد . آن كتاب را پيش معاويه فرستادند . وليد بن عقبه گفت : بفرماى تا اين كتاب را بسوزند . معاويه گفت : چگونه روا دارم كه اينچنين علم را در آتش اندازم ؟ وليد گفت : چون علم از او تعليم مىگيرى چرا با او جنگ روا دارى ؟ گفت : اگر علىّ بن ابى طالب واسطهء قتل عثمان نشدى هر فتوى كه دادى عمل به آن واجب [ 76 الف ] دانستمى و مخالفت فرمان او نتوانستمى . و بعد از ساعتى گفت : اين كتاب از آن على نيست ، بلكه كتاب پدر او ابو بكر است كه پيش پسرش يافته شد . و ضحّاك روايت مىكند كه امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، بعد از قتل محمّد بن ابى بكر گفت : زلّتى از من در وجود آمده كه عذر او بههيچوجه نمىتوانم خواست و پشيمانم ، ليكن پشيمانى چه سود آرد ؟ گفتند : يا امير المؤمنين ، زلّت كدام است ؟ فرمود : چون محمّد بن ابى بكر را به جانب مصر روان ساختم گفت من فقه نمىدانم از براى من كتابى نويس تا بدان عمل كنم . ناچار من در قضا كتابى نوشتم كه به دانستن آنقدر در شرايع احكام به هيچچيز ديگر احتياج نمىافتاد . حاليا مىشنوم كه معاويه بر آن كتاب ظفر يافته . از اين بسيار پشيمانم . « 2 » و چون خبر مقتل محمّد بن ابى بكر به عايشه رسيد بگريست و جزع و فزع بسيار نمود . « 3 » و هرگاه نماز گزاردى بر ابن حديج و عمرو عاص دعاى بد كردى و از حق سبحانه و تعالى هلاك ايشان خواستى . و اولاد و عيال محمّد بن ابى بكر را پيش خود تربيت كردى . و قاسم بن محمّد در فقه يگانهء روزگار شد تا يكى از فقهاى سبعهء مدينه گشت . و از جملهء شيعيان امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، كه در مصر بودند يكى محمّد بن حذيفه - كه پسر خال معاويه است - بود . عمرو عاص او را بگرفت و پيش معاويه فرستاد و به امر معاويه او را در زندان كردند . بعد از چند روز از زندان بگريخت و متوجّه خدمت
--> ( 1 ) . در مورد صحبت محمد با ابن حديج ؛ - پيشين ، ج 7 ، ص 33 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 5 ، ص 226 . ( 2 ) . در خطبهء شصت و هشت نهج البلاغه نيز پشيمانى على ( ع ) مشهود است . ( 3 ) . نويرى گويد : پس از اين موضوع عايشه از خوردن هرنوع گوشت كباب شده خوددارى كرد تا هنگامى كه درگذشت .